تاریخچه معماری



معماری ايران، مانند بسیاری دیگر از مظاهر فرهنگی ما ایرانیان، در طول تاریخ حیات خود از تداوم کم نظیری برخوردار بوده است. البته قوم ایرانی، از آغاز تمدن شهرنشینی خود همواره به ساختن بناهایی کاملاً مشابه و بدون تغییر (از نظر طرحی) نپرداخته، بلکه از هنگامی که فن ساختمان سازی را پس از طی یک دوره ابتدایی به تکامل رساند، شیوه خاص خود را پی ریزی نمود.

البته این بدین معنا نیست که خصوصیاتی را که معماری سرزمین ما به آن شناخته می شود در طی گذشت قرن ها، از بین رفته باشد. هنر هر قوم بازگوکننده ی نحوه ی اندیشه و جهان بینی، معتقدات وسنت های آن قوم است.

هرچه بنیادهای فرهنگی ملتی، استوارتر و ریشه دارتر باشد، تجلی هنری آن ملت نیز در طی تاریخ تکامل آن یکنواخت تر و هر چه بیشتر از نوسانات، تحولات و گسستگی ها برکنار می ماند. هنر معماری، بی شک یکی از بارزترین مظاهر تمدن هر قوم و ملّت است که می تواند بهترین بازگوکننده ی چگونگی برخورد آن ملّت با مسایل مربوط به حیات و بینش وی از جهان خلقت باشد. در آن زمان که از حدود یک چهاردیواری که سقفی را تحمل می کرد و فقط برای پناه دادن انسان از گرما، سرما، باد و باران و برف به کار می رفت، فراتر رفتیم و وارد مرحله ای شدیم که در آن ساختمان ها علاوه بر هدف های ساده ی اولیه به مسایل مهم تری پرداخت چون تقسیم فضاء (بر اساس نیازهای گوناگون فردی و اجتماعی) ، خلق شکل هایی که با ذوق زیباجویی ما سر و کار دارد، به دنیای هنر گام نهادیم، به دنیایی که هرگز از بین نخواهد رفت ... در این مقال نیز، از آغاز چنین دورانی در معماری ایران سخن خواهیم گفت، پس، نه ازشهری می گوییم که در هزاه دوّم پیش از میلاد به دست ایرانیان بر بناهایی کهن تر در تپه سیلک ساخته شد و نه از ساختمان ها و بناهایی که پیش از این تاریخ در مراکزی چون شوش و گیلان و حصار و صدها حوزه باستانی دیگر سرزمینمان بنا شده است، زیرا با آنکه آثار معماری این مناطق، از نظر شناخت و مطالعه باستان شناسی ایران و نمایش قدمت طولانی تمدن کشور ما حائز اهمیت است، ولی چون در این روزگار، هنوز معماری ایرانی مراحل تکامل خود را طی نکرده و شکل های خاص خود را ابلاغ ننموده، نمی تواند پیوندهای آن را با درون شکوفایی فرهنگ و تمدن ایرانی که در طی آن شاهکارهای اصیل به وجود آمده به درستی بازیابد .

البته از سویی دیگر آثار ساختمانی ایران باستان، چنان دستخوش فرسایش طبیعی شده که نمی توان به خوبی شیوه های ساختمانی آن ها را تشخیص داد و درباره آن ها اظهار نظر نمود بنابراین با ورود به این گفتار از هدف اصلی این گفتار دور خواهیم افتاد .

کهن ترین نمونه قابل ذکر از بناهای باستانی کشورمان، معبد ايلامی چغازنبيل در خوزستان است . این پرستشگاه که در سيزده قرن پيش از ميلاد بنا شده، نمونه با شکوهی از یک معماری تکامل یافته است . ساختمان این معبد چهار گوشه است و دارای 5 طبقه که هر یک از آن ها نسبت به بخش زیرین خود کوچکتر می با شد . این شیوه بنا به ساختمان، شکلی هرمی بخشیده است . روی آخرین طبقه ساختمان، مرکز اصلی معبد بنیاد گردیده و دیگر طبقات، تاسیسات وابسته به آن را تشکیل داده است .

مصالح ساختمانی به کار رفته در معبد عبارتند از آجرهای پخته بسیار مرغوبی که با ملات محکمی به هم پیوسته شده اند . البته برای پر کردن فضاهای خالی بنا از خشت کمک گرفته شده است . آنچه در این بنای با شکوه قابل اهمیت است ، وجود طاق های متعدد ضربی با طرح نیمدایره است که چنان با مهارت ساخته شده که پس از گذشت بیش از سه هزار سال هنوز به طور شگفت انگیزی سالم مانده اند. این طاق ها که روی دالان های بلند و بر فراز پله های داخلی معبد بنا شده، حکایت از پیشرفت چشمگیر ساختمان سازی در دورانی چنین کهن در کشور ما دارد. این معبد سترگ که از بزرگترین زیگورات های جهان به حساب می آید، بهترین نمونه هنر معماری بر بنیاد طاق قوسی در دنیای باستان است.

آنچه از نظر فنی، اساس ساختمان های سنتی به شمار می آید و سبک آن را مشخص می کند بر پا کردن طاق روی دیوارها یا عوامل دیگر تحمل کننده بار است که در این میان دیوار، جرز، ستون و ... اگرچه فقط برای تحمل وزن سقف ساختمان به وجود نیامده اما یکی از مهم ترین این عوامل به حساب می آید. از دیرباز انسان برای ساختن سقف از دو روش استفاده می کرد :

  • طاق قوسی که در آن نیازی به کاربرد چوب نیست.
  • طاق مسطح که در آن چوب با سنگ های تراشیده بلند به شکل الوار استفاده شده است.

  • ناگفته نماند که سقف های شیروانی که در مناطق و سرزمین های پر باران به کار می رود، در گروه طاق های مسطح قرار می گیرد و در اصول ساختمان سازی، با طاق صاف تفاوت چندانی ندارند. هر یک از این دو روش بسته به وضع اقلیمی ناحیه ای خاص، به شکل کاملاً طبیعی رواج یافته است. بدین معنی که در نواحی نسبتاً سرسبز که درختان جنگلی آن، چوب لازم را برای پوشش سقف ساختمان ها به حد کافی تأمین می کنند، معماری با طاق مسطح رواج یافته و حتی گاهی در دیوارهای آن ها نیز از چوب استفاده شده است و یا حتی به طور کلی مجموعه ی ساختمان با تیر و الوار بنا گردیده است.

    در نقطه ی مقابل، در مناطقی که باران به حد کافی نمی بارد و یا به طور کلی در نواحی خشک تر و کم درخت که چوب به آسانی به دست نمی آید، وضع اقلیمی مردم را به ابداع طاق هایی با مصالحی چون خشت و آجر و ... واداشته و توجه آن ها را به ساختن طاق های ضربی جلب نموده است.

    در آغاز، در نواحی شمال و شمال غربی کشور، ساختن بام های مسطح متداول شد و در نواحی مرکزی و جنوب غربی، طاق های ضربی و بعدها به علت تأسیس شاهنشاهی های هخامنشی، اشکانی، ساسانی و همچنین ایجاد ارتباط مداوم میان تمام مناطق کشور و از همه مهم تر به وجود آمدن یک نیروی عظیم ملی (که می توانست انواع مصالح ساختمانی لازم را از دورترین نقاط جهان برای مرکز شاهنشاهی تأمین نماید) هر دو شیوه بدون در نظر گرفتن محدودیت های اقلیمی در هر نقطه کشور که لازم بود به کار رفت.

    به همین دلیل است که می بینیم در روزگار شاهنشاهی هخامنشیان، طبق اسناد کتبی تیرها و الوارهای عظیم طاق کاخ های تخت جمشید را از کوهستان های پر درخت لبنان به مرکز فرهنگی و سیاسی شاهنشاهی ایران حمل کرده و در نتیجه موفق شده اند، در منطقه ای که در آن روزگار، از معماری با طاق های هلالی استفاده می شده، بناهایی به شیوه متداول در شمال و شمال غربی کشور بنا کنند .